در حال حاضر قصد دارم روزمره تر بنویسم شاید مطالب بهتری رو از من یه جای جدید خوندید از همتون برای نظرهایی که دادید ممنونم.خداحافظی نمی کنم.فقط مطالب عوض میشن.شاید هم خیلی بی نمک همین.
در حال حاضر قصد دارم روزمره تر بنویسم شاید مطالب بهتری رو از من یه جای جدید خوندید از همتون برای نظرهایی که دادید ممنونم.خداحافظی نمی کنم.فقط مطالب عوض میشن.شاید هم خیلی بی نمک همین.

کوچک که بودم فکر می کردم صدای تلویزیون را که کم می کنی تصویرش هم دورتر می شود هم کوچکتر. شاید حالا هم کوچکم.مدام صدایت را کم می کنم توی ذهنم.الان کجا نشسته ای زیباترین تصویر دنیا؟ کی شکل می گیری توی ذهنم؟ تا صدای تلویزیون را زیاد زیاد زیاد کنم؟؟؟؟؟
این جانب قصد دارم یک معامله کنم.طرف معامله من باید یک عروسک باشد.می خواهم دست و پایم را معامله کنم آنها را به آن عروسک می دهم تا بتواند راه برود, دست بزند, بنویسد, بالا و پایین بپرد....
در عوض قلب پلاستیکی اش را می خواهم .معامله قطعی است.
معلم ادبیاتمان را دوست دارم درسهایی که به ما می دهد همیشه ماندنی هستند. مثلا همین امروز درس جالب به ما داد" بکوشید این عبارات را از زندگی یکدیگر حذف کنید هنوز......آیا.... هرگز......کاش..... آه........ شاید" و این کلمات را به زندگی یکدیگر اضافه کنید "همیشه.... تا ابد..... حتما...... باید....."
بعضی عبارات هم کاربرد مشترک دارند بستگی به موقعیت دارند.مثل " چرا....
آخر کلاس هم گفت یادتان باشد اینها را خوب یاد بگیرید توی همه امتحانهای زندگی از این قسمت سوال می آید.

به من گفته اند لحظه های خیس بارانی/ پرواز پرستوها توی آسمان/ شکفتن غنچه گل رز/ قهر لطیف شقایق/ لبخند یک کودک/ سبزی چمن /آبی آسمان/ عطر سیب/ پایان خوب داستانها قیمت با تو بودن است.....
من و تو نیستیم
همه چیز درست می شود
امید وار باش
به نبودن خودت.